﻿<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
  <channel>
    <title>صادق موتوری</title>
    <description>به نظر شما چهره سال 88 کیست؟</description>
    <link>http://glassagency.persianblog.ir/</link>
    <copyright>PersianBlog</copyright>
    <managingEditor>صادق کرده</managingEditor>
    <lastBuildDate>Fri, 12 Mar 2010 08:57:19 GMT</lastBuildDate>
    <docs>http://backend.userland.com/rss</docs>
    <generator>PersianBlog</generator>
    <item>
      <title>معرفی نامزدهای چهره سال88</title>
      <description>&lt;p&gt;آکادمی اسکالoscal academy پس از بررسی های فراوان و تحقیقات گسترده و با احترام به نظرات خوانندگان وبلاگ صادق کرده، نامزدهای احراز جایزه "چهره سال88" را به شرح زیر اعلام کرد:&lt;br /&gt;1- ندا آقاسلطان به خاطر کشته شدن مظلومانه در اتفاقات پس از انتخابات&lt;img src="http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20090930-b1eec33c726a60554bc78518d5f9b32c.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;2- میرحسین موسوی به خاطر شجاعت،درستی و راستی در رفتار سیاسی &lt;img src="http://up.iranblog.com/37262/1268398420.jpg" alt="" width="263" height="395" /&gt;&lt;br /&gt;3- مهدی کروبی به خاطر جسارت و مظلومیت فراوان&lt;img src="http://up.iranblog.com/37262/1268467326.jpg" alt="" width="593" height="395" /&gt;&lt;br /&gt;4- امیرحسین شمشادی به خاطر تحمل روزهای زندان&lt;img src="http://www.haditoons.com/site_files/with-khatami2.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;5- محمد قوچانی به خاطر انتشار روزنامه اعتماد ملی و ماهنامه ایراندخت&lt;img src="http://rayeman.files.wordpress.com/2009/07/mohammad_ghouchani1.jpg" alt="" /&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که در میان نامزدهای فوق، آقای محمد قوچانی دومین سال متوالی است که در جمع&amp;nbsp; کاندیداهای چهره سال حضور دارد. آکادمی اسکال ضمن تقدیر از خوانندگان وبلاگ صادق کرده در چند روز آتی نتیجه نهایی انتخاب چهره سال 1388 را به اطلاع عموم می رساند.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/348</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4327642</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4327642</guid>
      <pubDate>Fri, 12 Mar 2010 08:57:19 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>چهره سال 88 را شما انتخاب کنید</title>
      <description>&lt;p&gt;آکادمی اسکال پیش از اعلام رسمی نامزدهای چهره سال٨٨ در نظر دارد از میان چهره های فرهنگی سیاسی ورزشی اجتماعی دانشجویی خانوادگی ایران و جهان افردای را به انتخاب و نظر و سلیقه خوانندگان وبلاگ صادق کرده برگزیند. پس از هم اکنون فرد مورد نظر خود را که از دیدگاه شما شایستگی لازم برای کسب جایزه "چهره سال٨٨" دارد به وبلاگ صادق کرده معرفی نمایید.&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/347</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4301850</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4301850</guid>
      <pubDate>Sat, 06 Mar 2010 10:18:34 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>معجزه ای به نام مردم</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;img src="http://up.iranblog.com/37261/1267228218.jpg" alt="" width="591" height="394" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;می خواستم درباره این عکس بنویسم.چند سطری هم نوشتم ولی انگیزه زیادی برای انتشارش نداشتم. تا اینکه اخبار این چند روزه را که دنبال کردم معجزه ای را دیدم که تعریف آن را در کنار ماجرای عکس برای شما خالی از لطف نمی دانم. این عکس مربوط به دوم اسفندماه سال گذشته در دانشکده خبر است. جایی که دانشجویان درمقابل دفتر رئیس بی تجربه و بی تدبیر وقت دانشکده تجمع کردند و او را به خاطر سومدیریت و مشکلات و بحرانهای تاسف بار دانشکده خبر به محاکمه کشاندند. یک سال گذشت و برخی آدمهای این عکس به خاطر خوش خدمتی هایشان به دولت فخیمه مراتب ترقی را یک شبه طی کردند. به جز علی حیدر قنبری، دانشجوی شجاع و بااستعداد دانشکده که در سمت راست تصویر دیده می شود، دو نفر دیگر در عکس شاخص هستند که پس از یک سال پستهای مهمی گرفته اند. روح الله احمدزاده کرمانی رئیس بی کفایت دانشکده خبر که در این عکس تسبیح به دست مقابل دانشجوی معترض ایستاده است ، پس از اینکه به دلیل ایجاد بحرانهای مختلف آموزشی و صنفی و متشنج کردن وضع دانشگاه از سمتش اخراج شد، در میان حیرت دانشجویان با حکم رئیس جمهور محبوب و مردمی کلید استانداری فارس را گرفت! جوانکی که از پس یک دانشکده 500نفری بر نیامد پس از یک سال رئیس یکی از مهم ترین استان های کشور شد. نفر وسط عکس که سرش را به دلایلی پایین انداخته وحید یامین پور است که در آن&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;روزها معاون پژوهشی دانشکده خبر بود. وی که وقت خود را با پرینت وبلاگ دانشجویان و فحاشی به آنان(به اعتراف ذاکر اصفهانی استاندار کنونی اصفهان!)پر می کرد امسال با عنایت عزت الله ضرغامی ، مجری مناظره های سیاسی تلویزیون شد و شایعاتی مبنی بر انتصابش به عنوان مدیر یکی از مراکز صدا و سیما به گوش می رسد. البته شکی نیست که اگر غیر از این اتفاقات افتاده بود باید تعجب می کردیم. اما معجزه ای که عرض کردم اتفاقی است که که در اخبار این روزها خوانده ام. خبرها حاکی از آن است که درست پس از یک سال، در دوم اسفندماه سال جاری این بار کارگران شرکت صنایع مخابراتی راه دور در شیراز روبروی استانداری فارس تجمع کرده اند و علیه استاندار جوان شعار می دهند! از قضا حقوق کارگران این شرکت مدتهاست که پرداخت نشده و روح الله احمدزاده کرمانی که سال گذشته مقهور فشار و اعتراض دانشجویان شد، با اولین اعتراض پر سروصدای استان فارس روبه رو شده است. نمی توانم نام دیگری به غیر از "معجزه" بر روی این اتفاق بگذارم. درست پس از یک سال خشم مردم معترض، گریبان ظالم را گرفته است. معجزه این روزهای شیراز مطمئنا احمدزاده را سخت درگیر و گرفتار خواهد کرد. معجزه ای که عاقبت بر ظلم پیروز می شود. معجزه ای به نام مردم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/346</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4267285</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4267285</guid>
      <pubDate>Fri, 26 Feb 2010 06:15:10 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>برای مهدی درویشی</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;چقدر نامه نوشتن برای تو سخت است. راستی سلام! حالت چطور است مهدی جان؟ نمی دانم مرا به یاد داری یا نه، هر چه باشد 9 سال است که مرا توی این دنیا دفن کردی و رفتی پیش خدا. حالا استخوانهایم هم باید پوسیده باشد. بگذریم مهدی جان. مثل این 9سالی که گذشت. مثل آن روزهایی که پیشت بودم و غافلانه می گذشتم. یک دهه گذشته و همه چیز دنیا عوض شده است. یک دهه این کلمات کپک زده را نگه داشتم ولی نبودی که برایت بازگو کنم. حالا هم که دارم می نویسم نمی دانم از کجا شروع کنم...&lt;br /&gt;از آن ظهرها که در مغازه را می بستی و دوتایی می نشستیم روی زمین، همبرگر مخصوص می خوردیم، یا از عکس شهدا که با ظرافت پشت ویترین می چیدی؟ از آن روزها که هرکس وارد مغازه ات می شد مهمان لبخند تو بود یا از آن وقتها که با همه مردم مهربان بودی؟می دانی چند وقت است روی زمین ننشسته ام؟ می دانی چند وقت است جرئت نمی کنم به عکس شهدا نگاه کنم؟ می دانی چند وقت است لبخندم خشکیده؟ می دانی چند وقت است مهربانی ام نمی آید؟&lt;br /&gt;آه مهدی... حالم از این کلمات به هم می خورد که نمی توانند تو را توصیف کنند. حالم از این واژه ها به هم می خورد که هیچ کدامشان برای توصیف آن گل های یاس&lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp; &lt;/span&gt;توی کوچه تان که می گفتی "صبحها مستم می کند" مناسب نیست. آخر با کدام عبارت تعریف کنم نمازهایت را که گوشه مغازه پهنشان می کردی و با خدا شریک می شدی؟&lt;br /&gt;مهدی من، 9سال گذشت و من دیگر 16ساله نیستم که آرزو کنی "دوست دارم با زن و بچه ببینمت" . حالا مثلا بزرگ شده ام. دیگر کودک نیستم که توی دفترم اسمم را خطاطی کنی و کیف کنم. حالا سر و صدایم آنقدر نیست که آخر مجله برایم بنویسی "سکوت بلندترین فریادهاست"&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 16pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;img style="-ms-interpolation-mode: nearest-neighbor;" src="http://up.iranblog.com/37261/1266505237.jpg" alt="" width="400" height="600" /&gt;&lt;br /&gt;تو که رفتی به خیلی ها کادو دادم ولی به هیچکس نوار کاست شکسته ندادم که به من بگوید "هدیه شکسته نشانه ای از دوست آدم است" بعد از تو از خیلی ها امانتی گرفتم ولی کسی نبود که امانتی اش را بعد از مرگ به پدرش بدهم...&lt;br /&gt;آقا مهدی چرا به من نگفتی بچه هیئتی ها به خاطر حرفهایت درباره شهدای گمنام مسخره ات کرده اند؟ چرا قاطیشان نمی شدی؟ چرا سیاسی نبودی؟ چرا عضو بسیج بودی ولی مردم این همه دوستت داشتند؟ چرا شبیه هیچ کدام از این حزب اللهی ها نبودی؟ &lt;br /&gt;راستی از عباس خبر داری؟ می دانی بعد از تو چقدر به خاطر افشای زمین خواری سرهنگ های ...، اذیتش کردند؟ همان عباس که می گفتی"حرفهایم را فقط او می فهمد". می دانی تلویزیون بی سر و صدا از کنار خبر شهادت تو گذشت؟ می دانی هنوز هم از کنار خیلی چیزها می گذرد؟&lt;br /&gt;مهدی چرا دیگر به خوابم نمی آیی؟ چرا ماجرای آن شب را از زبان خودت برایم تعریف نمی کنی؟ چرا نمی گویی منافقها چطور بدنت را سوراخ سوراخ کردند؟ چرا مثل آن روزها نصیحتم نمی کنی تا آدمها را بشناسم؟ چرا دیگر از رنجهای مردم زار نمی زنی؟&lt;br /&gt;مهدی مهدی مهدی... کمکم کن تا از این لجن دنیا خلاص شوم.کمکم کن...&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/345</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4234097</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4234097</guid>
      <pubDate>Thu, 18 Feb 2010 13:20:11 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>عکس هایی از ایران برنده جایزه وردپرس فوتو</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;img src="http://up.iranblog.com/37261/1266175998.jpg" alt="" width="600" height="395" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عکس بالا که توسط یک عکاس ایتالیایی گرفته شده جایزه معتبر وردپرس فوتو را در سال٢٠٠٩ کسب کرده است.این عکس زنهایی را نشان می دهد که پس از انتخابات بر پشت بامها در حمایت از میرحسین موسوی فریاد الله اکبر سر می دادند. به جز عکس بالا، مجموعه عکس یکی از عکاسان afp از اتفاقات اخیر ایران(که همچنان هم اخیر است) برنده جایزه دوم در بخش مجموعه عکس&amp;nbsp;spot news&amp;nbsp;شده است.عکس زیر یکی از عکس های زیبای این مجموعه کم نظیر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;img src="http://up.iranblog.com/37261/1266116499.jpg" alt="" width="600" height="394" /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بقیه عکسها را اینجا می توانید ببینید:&amp;nbsp; &amp;nbsp;&lt;a href="http://www.worldpressphoto.org/index.php?option=com_photogallery&amp;amp;task=blogsection&amp;amp;id=20&amp;amp;Itemid=257&amp;amp;bandwidth=low"&gt;http://www.worldpressphoto.org/index.php?option=com_photogallery&amp;amp;task=blogsection&amp;amp;id=20&amp;amp;Itemid=257&amp;amp;bandwidth=low&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/344</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4213436</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4213436</guid>
      <pubDate>Sat, 13 Feb 2010 15:32:00 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>من مسلمانم!</title>
      <description>&lt;p&gt;شبها هیات می روم&lt;br /&gt;صبح به پابوس رئیس اداره&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها برای حسین سینه می زنم&lt;br /&gt;صبح سر حسین را کلاه می گذارم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها پای منبر گریه می کنم&lt;br /&gt;صبح دختر همسایه را با چشم می خورم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها تا دیروقت زنجیر می زنم&lt;br /&gt;صبح نمازم قضا می شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها لباس سیاه می پوشم&lt;br /&gt;صبح لباسم به جای من بیزینس می کند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها از مظالم یزید می گویم&lt;br /&gt;صبح ظلم را می بینم و سکوت می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها از ادب حسین می گویم&lt;br /&gt;صبح به مخالفانم ناسزا می فرستم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها مهربانی حسین را فریاد می زنم&lt;br /&gt;صبح چشمم را به فقرا می بندم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها حق رابه حسین می دهم&lt;br /&gt;صبح پشت سر اهل قدرت می ایستم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها از قاتلان نماز شب خوان می نالم&lt;br /&gt;صبح بر نمازشب خوانهای قاتل سجده می کنم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من مسلمانم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شبها برای حسین گریه می کنم&lt;br /&gt;صبح سر حسین را در قتلگاه می برم...&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/343</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4211638</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4211638</guid>
      <pubDate>Sat, 13 Feb 2010 09:11:19 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>راه هایی برای نجات میهن</title>
      <description>&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;برای بهبود اوضاع مملکت کارشناسان راه هایی را پیشنهاد کرده اند که خدمت عزیزان تقدیم می گردد:&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: right;" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-size: 10pt; color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;;" lang="AR-SA"&gt;1- هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی، قالیباف، علی مطهری، کاتوزیان، صادق زیباکلام، مجید انصاری، سید حسن خمینی، سید احمد خمینی، امام خمینی ، احسان مازندرانی و مهران فرجی دستگیر، محاکمه، زندانی و اعدام گردند.&lt;br /&gt;2- علاوه بر هزاران دسته بیلی که روزانه وارد کشور می شود، تعداد 70میلیون چسب 10*10سانتی متر از چین وارد شده و بر دهان یاوه گویان چسبانده شود.&lt;br /&gt;3- کلیه دروس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان تعطیل گردد و به جای آن در ساعات مدرسه اخبار پخش شود.&lt;br /&gt;4- کلیه دستگاه های رسیور، دیش، سویچر، فایندر،سیم، رابط، نصاب و تمام دستگاه های الکتریکی به غیر از تلویزیون مقدس جمهوری اسلامی جمع آوری،امحا،له، لورده و سوزانده شود.&lt;br /&gt;5-موسسه رویان با هدف شبیه سازی الاغ در تیراژ بالا به وزارتخانه تبدیل و عمو عزت به ریاست آن منصوب شود.&lt;br /&gt;6- کتابهای قرآن، نهج البلاغه، نهج الفصاحه، صحیفه سجادیه، مفاتیح الجنان و تفسیر المیزان جمع آوری و قایم گردد.&lt;br /&gt;7- احمد محمودی نژاد به عنوان خدا منصوب گردد و رنجبر حسینان، یامین وحید پور و نجف کامران زاده به عنوان پیامبران اولوالاعزم به سوی مردم گسیل شوند.&lt;br /&gt;8- افرادی که از اینترنت استفاده می کنند سنگسار شوند.&lt;br /&gt;9- سرمقاله های کیهان در قانون اساسی گنجانده شود.&lt;br /&gt;10- قوای سه گانه بیشتر شود و مادربزرگ و نوه عمه لاریجانی ها به ریاست قوا منصوب گردند.&lt;br /&gt;11- آقای شجونی تکثیر شود.&lt;br /&gt;12- تعداد زیادی معبد در اقصی نقاط کشور ساخته شود تا مردم برای پرستش مسئولین به آنجا مراجعه کنند.&lt;br /&gt;13- شهرهای کردستان، ایلام و سیستان بلوچستان به وسیله بمب اتم پاکسازی شود.&lt;br /&gt;14- مصدق، بازرگان، شریعتی، چمران، بهشتی، مطهری، رجایی و همت از فهرست شخصیتهای تاریخ ایران حذف و به جای آنان روح الله حسینیان، رحیم مشایی، فاطمه رجوی، حمید رسایی، دهنمکی، شریفی نیا و عمو پورنگ جایگزین شوند.&lt;br /&gt;15- کلمات نامانوسی مانند آزادی، مردم سالاری، عدالت، راستگویی، شفافیت، تعادل، گفتمان، مدنیت و غیره بالکل از لغت نامه ها معدوم گردند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/342</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4200657</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4200657</guid>
      <pubDate>Wed, 10 Feb 2010 14:22:46 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>تفاوت های آن موقع با الانه</title>
      <description>&lt;p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: right;" align="right"&gt;&lt;span style="font-size: 20pt; line-height: 115%; font-family: &amp;quot;Arial&amp;quot;,&amp;quot;sans-serif&amp;quot;; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-ascii-theme-font: minor-latin; mso-hansi-font-family: Calibri; mso-hansi-theme-font: minor-latin; mso-bidi-font-family: Arial; mso-bidi-theme-font: minor-bidi; mso-bidi-language: FA;" dir="rtl" lang="FA"&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;&lt;span style="font-family: arial,helvetica,sans-serif;"&gt;1- آن موقع ها مطبوعات به شدت کنترل می شدند و قبل از چاپ به آنان دستور داده می شد که چه چیزهایی را چاپ نکنند و بعد از چاپ هم هرکس اعتراض و انتقاد کرده بود در روزنامه اش را تخته می کردند اما الانه مطبوعات با آزادی کامل چاپ می شوند و انتقاد می کنند و هیچ کنترلی هم وجود ندارد به جان بچه ام.&lt;br /&gt;2- آن موقع ها ناامنی زیاد بود و هیچ کس جرات نداشت شب از خانه اش بیرون برود و دزدی زیاد اتفاق می افتاد اما الانه غروب که می شود مردم با خیال راحت در خیابانها قدم می زنند و به خصوص بانوان در ساعات تاریکی هوا به آسودگی در کوچه و خیابان عبور و مرور می کنند و هیچ کس مزاحمشان نمی شود و همه خلافکاران در زندان هستند.نه؟&lt;br /&gt;3- آن موقع ها مردم از گشنگی مرده بودند و توانایی خرید مایحتاجشان را نداشتند و همیشه کمبود مواد غذایی در بازار بیداد می کرد و هر از چند گاهی قیمت یکی از اجناس سر به فلک می کشید اما الانه وفور نعمت هست و کسی سرگرسنه بر بالین نمی گذارد و مردان شرمنده خانواده نیستند و همیشه مردم پول زیادی می آورند و سفره ها رنگین است هزارتا.&lt;br /&gt;4- آن موقع ها &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;فساد فراگیر شده بود و ده ها خانه کار بد در شهرها وجود داشت و مشروب فروشی ها رونق داشتند و زنان لخت در خیابان می چرخیدند اما الانه جوانان چشم و دلشان سیر است و حجاب فراگیر شده و نه در خانه و نه در &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;شهر فحشا و فساد دیده نمی شود و مشروب عمرا گیر نمی آید و اخلاق در شمال و جنوب کشور موج می زند.&lt;br /&gt;5- آن موقع ها ادارات دولتی به کارهای مردم رسیدگی نمی کردند و رشوه می گرفتند و وقتشان به بطالت می گذشت اما الانه اداره ها به صورت مداوم در جهت پاسخگویی به مردم فعالیت می کنند و کسی تقاضای رشوه نمی کند و تمام کارمندان مشغول خدمت به مسلمینند بابا.&lt;br /&gt;6- آن موقع ها ظلم فراگیر بود و هرکس قدرت داشت توی سر مردم می زد و حاکمان به هر طریقی مردم را آزار می دادند و کسی زورش به رژیم نمی رسید اما الانه کسی جرات ظلم کردن ندارد و از قدرت سواستفاده نمی شود و مسئولیت از ظالمین سلب شده و مسئول با مردم فرقی نمی کند حتی یک ذره.&lt;br /&gt;7- آن موقع ها اسلام به گوشه خانه ها رفته بود و دین خدا نادیده گرفته می شد و کفر و بی خدایی در همه جا رسوخ کرده بود و احکام الهی اجرا نمی شد و از اسلام فقط اسمی مانده بود اما الانه هرجا نگاه می کنی احساس می کنی اسلام برقرار است و اثری از بی دینی نمی بینی و احکام خدا در رفتار و گفتار ملت و دولت مشاهده می شود و حتی بی دین ها هم جذب اسلام می شوند چه برسد به دین دارها که جذب کاملند.&lt;br /&gt;8- آن موقع ها قاضی ها فاسد و رشوه بگیر بودند و هر کس را می خواستند می گرفتند پدرش را در می آوردند و در زندانهای مخوفشان حبس می کردند تا عبرت همگان شود اما الانه قاضی فاسد نداریم و هیچکدام رشوه نمی گیرند و &lt;span style="mso-spacerun: yes;"&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;کسی بی دلیل به زندان نمی رود حتما باید جرمی مرتکب شده باشد تازه در زندان هم با مهربانی با او برخورد می شود و خانواده زندانیان هم حمایت می شوند آقای بازپرس.&lt;br /&gt;9- آن موقع ها تحصیل برای همگان مقدور نبود و فقط پولدارها می توانستند آموزش ببینند اما الانه تحصیل رایگان رایگان است و اگر پول نداشته باشی هیچ مشکلی نیست و جاهایی هم که پول می گیرند زیاد سخت نمی گیرند و برای فقرا امکاناتی هست که بتوانند آموزش ببینند . شهریه دیگه چیه؟&lt;br /&gt;10- آن موقع ها قیمتها روز به روز تغییر می کرد و نظارت بر فروشگاهها وجود نداشت و هرکس هرجور دلش می خواست قیمت را بالا می برد اما الانه قیمتها در تمام مغازه ها یکسان است و سال به سال جنسی گران نمی شود و اگر کسی گرانفروشی کند به شدت با او برخورد می کنند تا دیگر گران نفروشد گرانفروش.&lt;br /&gt;11- آن موقع ها همه اجاره نشین بودند و قیمت مسکن سر به فلک کشیده بود و یارو هرچی در می آورد می داد صاحب خانه اما الانه خدا را شکر اغلب مردم خانه دارند و کسانی هم که مستاجرند مبلغ اندکی اجاره خانه می پردازند که به چشم نمی آید اصلا.&lt;br /&gt;12- آن موقع ها کسی جرات نماز خواندن نداشت و مساجد مخروبه بود و در مساجد همیشه بسته بود اما الانه مسجد که هیچ، 1000تا مصلی هم در شهرهای مختلف ساخته اند تا مردم بتوانند نماز بخوانند. لازم به ذکر است مصلی ها در اکثر شهرهای کشور تکمیل شده و نمایشگاههای خوبی در آنها برگزار می شود.&lt;br /&gt;13- آن موقع ها بیمارستان و دکتر نداشتیم اما الانه آنقدر دکتر داریم که اکثرشان بیکارند و مردم با کمترین هزینه درمان می شوند و همه دفترچه بیمه دارند دکتر جان.&lt;br /&gt;14- آن موقع ها مسئولین بهترین خانه و زندگی و ماشین و حقوق و امکانات را داشتند اما الانه مسئولین با قاطر به محل کار خود می روند و حقوق بخور نمیر می گیرند و مردم را پشت درشان معطل نمی گذارند و ملت همیشه با الفاظ مهربانانه از آنان یاد می کنند.&lt;br /&gt;15- آن موقع ها محصولات مملکت عبارت بود از آفتابه، خرما،زعفران، دیزی و چماق اما الانه محصولات مملکت عبارتند از انرژی هسته ای 200تومن بسته ای، نانو درجه یک، مترو قربونش برم، هواپیمای توپولوف، خاویار و اسلحه که همه این محصولات دکوری هستند.&lt;br /&gt;16- آن موقع ها کشور به قدرتهای بیگانه وابسته بود و همه چیز را از چین وارد می کرد اما الانه از این خبرها نیست و واردات چین هم وجود خارجی ندارد.&lt;br /&gt;17- آن موقع ها یک عده آدم بی لیاقت و بی تجربه سمتهای دولتی را اشغال کرده بودند و فک و فامیل خودشان را هم به مناصب رسانده بودند اما الانه همه مسئولین با تجربه و کارآمد هستند و جوان احمق 31ساله که شلوارش را بلد نیست بالا بکشد استاندار نمی شود و اصلا بر اساس رفاقت و فامیل بازی مسئولیت تقسیم نمی شود و هیچ کس خواهر زاده و پسرخاله و برادر خواهر خود را صاحب منصب نمی کند به خدا.&lt;br /&gt;18- آن موقع ها نیمی از صنعت خوابیده بود و تولیدات داخلی طرفدار نداشت(باورت میشه؟) و در انبارها خاک می خورد اما الانه از این فجایع اتفاق نمی افتد و وزیر صنایع هم آدم مخترعی است برای خودش.&lt;br /&gt;19- ان موقع ها به دلیل خفقان حاکم هیچ مناظره ای برگزار نمی شد و اگر هم بود مناظره صوری و الکی بود و مجری اش هم آدم فاسد و مریض جنسی بود که اسم خودش را دکتر گذاشته بود اما الانه مناظره های جدی در تلویزیون برگزار می شود که دیدگاه های کاملا متفاوت در آن مطرح می گردد (خودم دیدم) و مجری هم از آدم های باسواد، با خدا، متقی و باشعور است که اصلا در زندگی دیگران دخالت نمی کند و خیلی هم باسابقه است و خدا را شکر آه هیچ مظلومی هم پشت سرش نیست. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/341</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4187300</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4187300</guid>
      <pubDate>Sun, 07 Feb 2010 18:05:56 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>برنامه ها و حقوق ها</title>
      <description>&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برنامه روزانه دانشگاه جامع علمی کاربردی&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رئیس دانشگاه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا٨ زیارت عاشورا&lt;br /&gt;٨تا٩مطالعه وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;٩تا١٠جلسه مدیران&lt;br /&gt;١٠تا١١مصاحبه درباره پیشرفت های دانشگاه&lt;br /&gt;١١تا١٣ نماز و ناهار&lt;br /&gt;١٣تا١۴مطالعه وبلاگ پریسا&lt;br /&gt;١۴تا١۵جلسه با شورای انضباطی با موضوع صادق چناری و پریسا رهنما&lt;br /&gt;١۵تا١۶سخنرانی در جمع کارکنان دانشگاه با موضوع دهه فجر&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;معاون دانشجویی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا٨زیارت عاشورا و نفرین صادق چناری&lt;br /&gt;٨تا٩مطالعه وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;٩تا١٠جلسه مدیران&lt;br /&gt;١٠تا١١ تماس با مقام های امنیتی درباره صادق چناری&lt;br /&gt;١١تا١٣نماز و ناهار&lt;br /&gt;١٣تا١۴تعقیبات نماز و نفرین صادق چناری&lt;br /&gt;١۴تا١۵تفکر و تعمق درباره مطالب وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;١۵تا١۶جلسه با نمایندگی ولی فقیه و گله گذاری از صادق چناری&lt;br /&gt;اضافه کاری:مطالعه آرشیو وبلاگ صادق کرده&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;نماینده ولی فقیه در دانشگاه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا٨زیارت عاشورا&lt;br /&gt;٨تا٩جلسه شورای فرهنگی&lt;br /&gt;٩تا١٠جلسه شورای آموزشی&lt;br /&gt;١٠تا١١جلسه شورای اداری&lt;br /&gt;١١تا١٢گفت و گو با صادق چناری&lt;br /&gt;١٢تا١٣نماز و موعظه&lt;br /&gt;١٣تا١۴دعا برای هدایت صادق چناری&lt;br /&gt;١۴تا١۵قرعه کشی حج دانشجویی&lt;br /&gt;١۵تا١۶استخاره برای نحوه برخورد کمیته انضباطی با صادق و پریسا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کمیته انضباطی:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا٨زیارت عاشورا&lt;br /&gt;٨تا٩مطالعه وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;٩تا١٠مطالعه وبلاگ پریسا&lt;br /&gt;١٠تا١١پرینت وبلاگ صادق و پریسا&lt;br /&gt;١١تا١٢نگارش نامه احضار پریسا رهنما&lt;br /&gt;١٢تا١٣ویرایش نامه احضار پریسا رهنما&lt;br /&gt;١٣تا١۴بررسی موضوعی وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;١۴تا١۵نت برداری از وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;١۵تا١۶جلسه شورای انضباطی برای رسیدگی به تخلفات صادق و پریسا&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آبدارچی دانشگاه:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا٨زیارت عاشورا&lt;br /&gt;٨تا٩مطالعه وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;٩تا١٠پخش چایی&lt;br /&gt;١٠تا١١مطالعه وبلاگ پریسا&lt;br /&gt;١١تا١٣نماز و ناهار&lt;br /&gt;١٣تا١۴منگنه بولتن محرمانه وبلاگ صادق کرده&lt;br /&gt;١۴تا١۵فتوکپی از آرشیو وبلاگ پریسا&lt;br /&gt;١۵تا١۶تمیزکاری و جمع کردن کاغذهای اضافی پرونده صادق چناری&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;برنامه روزانه صادق و پریسا&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;٧تا١١ جست و جو برای کار&lt;br /&gt;١١تا١٣جست و جو برای وام&lt;br /&gt;١٣تا١۶جست و جو برای حقوق کارهای قبلی&lt;br /&gt;١۶تا٢٠جست و جو برای قرض&lt;br /&gt;٢٠تا ٢٢نوشتن وبلاگ!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;span style="font-size: medium;"&gt;حقوق اقشار مختلف جامعه&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رئیس دانشگاه: ٢میلیون تومان&lt;br /&gt;معاون دانشجویی: ١میلیون و پانصدهزار تومان&lt;br /&gt;نماینده ولی فقیه در دانشگاه: حقوق بخور نمیر&lt;br /&gt;کمیته انضباطی:١میلیون تومان&lt;br /&gt;آبدارچی:۵٠٠هزارتومان&lt;br /&gt;صادق و پریسا:معلوم نیست!تا چی پیش بیاد! خدا رازقه!&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/340</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4122263</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4122263</guid>
      <pubDate>Mon, 25 Jan 2010 07:13:40 GMT</pubDate>
    </item>
    <item>
      <title>مرامنامه</title>
      <description>&lt;p&gt;خدا را می پرستم ولی از ریاکاری متنفرم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اسلام دین من است ولی از تروریستها و طالبان و تحجر وحشت دارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جمهوری اسلامی را حکومتی&amp;nbsp;عقلانی می دانم ولی ظلم در لوای اسلام را تحمل نمی کنم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;انقلاب اسلامی را ثمره قیام ملت ایران می پندارم ولی از سلطنت تازه به دوران رسیده ها بیمناکم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قانون اساسی را می پذیرم ولی از اجرای ناقص آن حسرت می خورم و همچنین به اصلاح آن می اندیشم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ولایت فقیه را به عنوان اصلی مترقی قبول دارم ولی راهبرد پیاده کردن آن را ناقص و پر اشکال می بینم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام خمینی برای من عالمی بزرگ،انسانی وارسته، مردی خدایی&amp;nbsp;و رهبری فرزانه است ولی حتی او را هم خالی از اشکال و اشتباه نمی دانم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جایگاه رهبری&amp;nbsp; برای کشور لازم و راهگشا است ولی به صداوسیما،شورای نگهبان، قوه قضائیه و دیگر ارگانهای زیر نظر رهبری انتقادات اساسی دارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سخنان رهبر را به عنوان سیاستمداری کارکشته و فقیهی ارزشمند دنبال می کنم ولی نقدهای زیادی به عملکرد وی دارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دفاع را امری واجب می دانم ولی از جنگ بیزارم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شهدا و جانبازان&amp;nbsp; بهترین خلق خدا هستند ولی سواستفاده از نام ایشان را بر نمی تابم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسیج و سپاه را برای مملکت ضروری می دانم ولی از زمین خواری و مادیگرایی و قرار گرفتن در مقابل مردم بیمناکم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;من علی را می خواهم که به من نان و آزادی بدهد. من مولا را می طلبم تا دین خدا را کامل اجرا کند. من طرفدار امیرالمومنینم که خودش هم در مزرعه کار می کرد. علی اگر بود روزنامه ها را تعطیل نمی کرد. علی اگر بود کسی جرات ظلم به خلق خدا را نداشت. علی اگر بود مسئولین فربه نمی شدند. علی اگر بود کسی شبها گشنه نمی خوابید. علی اگر بود همه ما شغل داشتیم. علی اگر بود کسی بیهوده به زندان نمی افتاد. علی اگر بود کهریزکی وجود نداشت. علی اگر بود کسی کشته نمی شد. علی اگر بود قدرتمندان به ضعیفان زور نمی گفتند. علی اگر بود شخصیت هیچ انسانی خوار و حقیر نمی شد. علی اگر بود هیچوقت پشت در مسئولین نمی ماندیم. علی اگر بود دم&amp;nbsp; به دقیقه به کمیته انضباطی احضار نمی شدیم. علی اگر بود گوشت کیلویی خداتومن نبود. علی اگر بود کسی به مردم دروغ نمی گفت. علی اگر بود همه صاحبخانه بودیم. علی اگر بود به خاطر شهریه ندادن خجالت نمی کشیدیم. علی اگر بود به هم فحش نمی دادیم. علی اگر بود مترو شلوغ نبود. علی اگر بود اتوبوسها قدیمی نبودند. علی اگر بود نفس می کشیدیم . نفس عمیق...&lt;/p&gt;</description>
      <link>http://glassagency.persianblog.ir/post/339</link>
      <author>صادق کرده</author>
      <comments>http://comments.persianblog.ir/?blogID=6549&amp;postID=4108101</comments>
      <guid isPermaLink="False">tag:Persianblog.ir,2003:blog-6549.post-4108101</guid>
      <pubDate>Fri, 22 Jan 2010 07:05:41 GMT</pubDate>
    </item>
  </channel>
</rss>